شعرعاشقانه.عکس عاشقانه.داستان shahzady.iljima20 | ||
نه من دیگر به روی ناکسان هرگز نمیخندم دِگر پیمان عشق جاودانی با شما معروفه های پست هر جایی نمیبندم شما کاینسان در این پهنای محنت گستر ظلمت ز قلب آسمان جهل و نادانی به دریا و به صحرای امید عشق بی پایان این ملت تگرگ ذلت و فقر و پریشانی و موهومات می بارید شما٬کاندر چمن زار بدون آب این دوران طوفانی بفرمان خدایان طلا٬تخم فساد و یاس می کارید.. شما رقاصه های بی سرو بی پا که با ساز هوس پرداز و افسون ساز بیگانه چنین سرمست و بی قید و سراپا زیور و نعمت به بام کلبه فقرو به روی لاشه ی صد پاره زحمت سحر تا شام می رقصید قسم:بر آتش عصیان ایمانی که سوزانده است تخم یاس را در عمق قلب آرزومندم که من هرگز به روی چون شما معروفه های پست هر جایی نمیخندم پای می کوبید و می رقصید لیکن من... به چشم خویش می بینم که می لرزید می بینم که می لرزید و می ترسید از فریاد ظلمت کوب و بیداد افکن مردم که در عمق سکوت این شب پر اظطراب و ساکت و فانی خبرها دارد از فردای شور انگیز انسانی و من... هر چند مثل سایر رزمندگان راه آزادی کنون خاموش دربندم ولی هرگز به روی چون شما غارتگران فکر انسانی نمی خندم ![]() نظرات شما عزیزان: برچسبها: | ||
[ طراحی : پرشین اسکین ] [ Weblog Themes By: Persian Skin ] |